تبليغاتX
♪Cavity♪
♪Cavity♪
♡I live how I want♡
30 Ways to Annoy People

30 ways to annoy people

1. At lunch time, sit in your parked car and point a hair dryer at passing cars to see if they slow down.

2. Page yourself over the intercom. (Don't disguise your voice.)

3. Insist that your e mail address is: Xena-goddess-of-fire@companyname.com or Elvis-the-King@companyname.com.

4. Every time someone asks you to do something, ask if they want fries with that.

5. Encourage your colleagues to join you in a little synchronized chair dancing.

6. Put your garbage can on your desk and label it "IN."

7. Develop an unnatural fear of staplers.

8. Put decaf in the coffee maker for 3 weeks. Once everyone has gotten over their caffeine addictions, switch to espresso.

9. In the memo field of all your checks, write 'for sexual favors.'

10. Reply to everything someone says with, "That's what you think."

11. Finish all your sentences with "In accordance with the prophecy."

12. Adjust the tint on your monitor so that the brightness level lights up the entire work area. Insist to others that you like it that way.

13. Don't use any punctuation

14. As often as possible, skip rather than walk.

15. Ask people what sex they are.

16. Specify that your drive-through order is "to go."

17. Sing Along at the opera.

18. Go to a poetry recital and ask why the poems don't rhyme.

19. Find out where your boss shops and buy exactly the same outfits. Wear them one day after your boss does. (This is especially effective if your boss is the opposite gender.)

20. Send e-mail to the rest of the company to tell them what you're doing. For example: If anyone needs me, I'll be in the bathroom.

21. Put mosquito netting around your cubicle.

22. Five days in advance, tell your friends you can't attend their party because you're not in the mood.

23. Call 911 and ask if 911 is for emergencies

24. Call the psychic hotline and just say, "Guess"

25. Have your co-workers address you by your wrestling name, Rock Hard.

26. When the money comes out of the ATM, scream "I Won!", "I Won!" "3rd time this week!!!"

27. When leaving the Zoo, start running towards the parking lot, yelling "Run for your lives, they're loose!"

28. Tell your boss, "It's not the voices in my head that bother me, its the voices in your head that do"

29. Tell your children over dinner. "Due to the economy, we are going to have to let one of you go"

30. Everytime you see a broom yell "Honey, your mother is here"


لينك | نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 19:29 توسط ♥SI-IARK G!RL♥|
پیامدهای زلزله در کشورهای مختلف دنیا!

نمیدونم چی بنویسم هر چی فکر میکنم چیز جالبی به ذهنم نمیرسه خیلی تو مدرسه میخندیم ولی نمیتونم اینجا تعریفشون کنم. یه متن میذارم. امیدوارم خوشتون بیاد.

حتما برین تو ادامه مطلب

پ.ن: آهنگ بلاگمو دوباره عوض کردم از کسی که برام درستش کرده بازم تشکر میکنم واقعا ازت ممنونم.


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 19:19 توسط ♥SI-IARK G!RL♥|
مدرسه ؟!؟!؟!؟!

بعد از چند وقت بالاخره دارم خودم مینویسم

سال تحصیلی جدیدو به بعضیا تسلیت و به بعضیا تبریک میگم.

تا قبل از اول مهر خیلی برای باز شدن مدرسه ها ناراحت بودم ولی وقتی رفتم مدرسه تازه یادم افتاد که چقد تو مدرسه خوش میگذره.

البته وقت امتحانا این حرف کاملا اشتباهه ولی تا قبل از امتحانا میشه این حرفو زد.

امسال من و مری تو یه نیمکت میشینیم، جامون خیلی خوبه کنار نیمکتمون یه پنجره ست که میشه حیاطو دید بعضی از زنگ تفریحا با چند تا دیگه از بچه ها جلوی کسایی که میرن حیاط آب میریزیم. ولی یه بار حواسمون نبود و آب ریخت رو سر یکی و کاملا خیس شد.

تو کلاس ما یه کمد هست . من و مری و فاطمه میریم توش و 3 مین بعد از این که معلم اومد میایم بیرون و میگیم ببخشید دیر رسیدم و . . .

روز اول درسا هم پیش ما  نشست. یکی از معلما وقتی دید ما کنار هم نشستیم گفت: باز شما سه تا کنار هم نشستین؟! بعد درسا گفت: آخه ما سه تفنگداریم.

ولی تفنگدار سوم(درسا) فقط روز اول کنار دو تفنگدار دیگه بود بعدش به دلایلی مجبور شد به چند نیمکت جلوتر بره.

4شنبه یه پشه هه نمیدید شیشه رو میخواست بره بیرون هی میخورد به شیشه. خیلی بهش خندیدیم.

چند وقت پیش یاد دوران مهد کودک افتاده بودم. یادمه وقتی 4-5 سالم بود یه دختره تو مهد کودکمون بود هی میگفت من 6 سالمه. من هر وقت این اینو میگفت به خودم میگفتم: یعنی میشه منم انقد بزرگ بشم(6سالم بشه)

وقتی کلاس چارم بودم معلممون تو دفتر خاطراتم یه چیزی تو این مایه ها نوشت: کالسکه ی زمان در حال گذر است سعی کن هیچ وقت از آن جا نمانی.(تا حالا جمله به ای فلسفییی تو بلاگم خونده بودین؟؟؟؟؟؟؟)

اگه خیلی چرت نوشتم همینه که هست مشکلی داری؟(شوخیدم)

اگه چرت بود sorry  خیلی وقت بود ننوشته بودم سعی میکنم اپای بعدیمو بهتر بنویسم.

پ.ن:خیلی مسخره س تو هر اپ بنویسم سلام خدافظ برای همین دیگه تو اپای این بلاگ دیگه سلام و خدافظ نمیبینین.


لينك | نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت 17:17 توسط ♥SI-IARK G!RL♥|
نامه الهی قمشه ای به اوباما و ...

نامه محی الدین حسین الهی قمشه ای در پاسخ به تبریک نوروزی باراک حسین اوباما !



Hello MR barrack hussein obama

what news?
How is your DOG of 2khtaret?

I am Dr hussein elahi ghoonche ei !

I am a filsoof and very dana and reifgh of molana.

I am like moshk khoob and khosh boo 
I tarif az khodam because molana says moshk it is ke khod bebuyad not that attar begooyad.

Do you know attar ? 
attar is shaer of shahname ferdosi, 
shahname have tashkiled from 2 part: 
Part 1- golestan part 2- boostan.

righti you are very shabihe my javoonis! 
I think you are my sister zade because sister zade go to daeish !

Etefaghan your name is irooni because barak is mokhafafe of barikala and hussein is our IMAMe 3vom
and “obama” niz means He is with Us. Manzoor az “He” is GOD, God is very good and mehraban, 
molana have a sher for god that says:
“ala ya ayoha saghi ader kasan va navel ha ke love easy nemood at first vali falling problem ha!”

Did you ashegh ta hala? 
ensan with love arrive to kamal and tamam!!

Heif that you have wife and bache vagar not, 
I have soragh a nice and lovely 2khtar bandari, 
like you ! siahe ghashang. 
Her name is tala like talaye siah, like naft!

I think you may be love her! 

one day we went to ye majles that evry body said from their problems, 
I said you should put the picture of your wife in your kif! 
evry problems hal mishe. 
Because when you see your wife you remmember the biggest problem in your life and bikhial the problems between iran VS emrika! So don’t be negaran the problem in this 30 years, 
just come here and love tala and take her for wife and life! 
Then evry problem between us change to happiness.

With this hal, 
I want to thankQ 4(read for) tabriking of eid And say to you inghad don’t play with your BLACK BERRY gooshi, 
If you rast migi in your free time read the “masnavi manavi” of molana ! 

Ok, I am in ajab (!), 
asan why did you tabrik eid of nooroooz to iranian ? 
and how did you speak pershen : EDETOON MOBARAK ?mage you sheitane bozorg( amrikaei ) nisti ? 
so why and how did you speak pershen? 
shayad you are iraani kalak! Areee ? 
sia bala ! 
age farsi balad boodi chera az aval nagofti! 
Sheyt0o0o0on balaaa! 

bye bye ! !


واردات دختر از چین! 

به ازاي تولد هر 100 دختر، 105 پسر متولد مي‌شود 

:ارژنگ حاتمی

با توجه به اينکه از همين امروز بايد آينده نگري نمود، چهار کارشناس سوسه در يک نشست اضطراري دور هم گرد آمدند و در مورد اين اتفاق به بحث و گفتگو پرداختند، صحبتهاي زير مشروح گفتگوهاي آنان مي باشد!



کارشناس اول:

اصولاً اگر اين رابطه به صورت برعکس بود و چهار پنج تايي دختر بيشتر به دنيا مي آمدند، مشکل خاصي نبود، مي شد از يکي دو تا از پسران درخواست کرد که اقدام به فداکاري کنند و تجديد فراش نمايند!




کارشناس دوم:

من يک پيشنهاد خوب به ذهنم رسيده است، مي توانيم قانوني در کشور تصويب کنيم که پسرها براي مسافرتهاي هوايي فقط بتوانند سوار توپولف شوند، در اين صورت در عرض چند ماه مشکلمان حل مي شود.




کارشناس سوم:

اصلاً اين راه حل معقول نيست، با اين وضعيت توپولف ها شايد با تصويب چنين قانوني در عرض چند ماه با کمبود شديد پسر مواجه بشيم!




کارشناس چهارم:

چه طوره الکي توي روزنامه ها شايعه کنيم که توي ژاپن کار هست، بعد وقتي که پسرها رفتن اونجا، قانون بزاريم ورود مجردها به کشور ممنوع است، اين طوري مشکلمون در داخل حل ميشه و اون جوون مجرد هم چون توي کشور ژاپن است، مشکل دولت ژاپنه که براش همسر پيدا کنه!




کارشناس سوم:

نه! اين راه حل هم چندان منطقي نيست، با وجود اين همه بيکار احتمال داره با ايجاد شايعه در مورد وجود کار در ژاپن همه جوون ها برن اونجا و هيچ پسر جووني در داخل مملکت نمونه!




کارشناس چهارم:

چي چي رو شايد همه جوون ها برن ژاپن! همه که بيکار نيستن!




کارشناس اول:

آقايون با هم جر و بحث نکنين! به نظر من بهتره شرايط ازدواج رو سخت کنيم که خود به خود پنج تا از پسرها از ازدواج کردن منصرف بشن، مثلاً قيمت مسکن و اجاره خونه ها رو بالا ببريم، وام مسکن رو با شرايط سخت پرداخت کنيم و يه مبلغ خيلي کم بابت وام ازدواج بديم، قيمت کل کالاهاي ضروري رو بالا ببريم و با فرهنگ سازي در صدا و سيما باعث بشيم که خانواده ها مهريه ها رو افزايش بدن، مردم رو تجمل گرا کنيم و اين جور چيزا!




کارشناس دوم:

نه! اين هم راه حل خوبي نيست! حيف نيست اخلاق ساده زيستانه مردممون رو به سمت تجمل گرايي ببريم؟! شايد با اين جور اعمال و سخت کردن ازدواج نه تنها پنج تا، بلکه 95 تاشون پشيمون بشن و ازدواج نکنن، اون وقت تکليف چيه؟ !




کارشناس چهارم:

يافتم! يافتم! يه فکر خوب به ذهنم رسيد! ديگه مشکلاتمون حل شد!





کارشناس اول و دوم و سوم (با همديگر):

راه حلت رو بگو!





کارشناس چهارم:

بريم از کشور چين دختر وارد کنيم!

(صداي سوت و کف و هلهله)




کارشناس اول و دوم و سوم (با همديگر):

بابا تو ديگه کي هستي! دمت گرم! عجب فکر بکري! بهترين راه حل همينه!!

 

دختر چینی


لينك | نوشته شده در جمعه 20 شهریور1388ساعت 13:20 توسط ♥SI-IARK G!RL♥|
میدون آزادی


برین تو ادامه مطلب خیلی باحاله


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 11:7 توسط ♥SI-IARK G!RL♥|
هلو

كسايي كه منو لينك كردن لطف كنن به جاي Diary اسمم رو بكنن Cavity

نرین ادامه مطلب از دستون رفته


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 16:30 توسط ♥SI-IARK G!RL♥|
سرود بين المللي

امروز جوانگرايي، غني‌سازي و نخبه‌گرايي در مملكت، هيات دولت و باقي جاها را به شما ثابت مي‌كنيم؛ ‌خواهر رجب، 6 ساله، از يكي از شهرهاي داخلي ايران، شعري گفته و براي ما فرستاده است كه آن را براي شما عينا چاپ مي‌كنيم. البته چند توضيح داخل پرانتز را كارشناسان ارشد ما اضافه كرده‌اند.


سرود بين‌المللي

 
يه توپولف دارم كه روسي يه
سرخ و سفيد و آبي يه
[در اينجا مي‌بينيد كه در تاريخ ادبيات عاميانه، رد پاي روس‌ها كاملا مشهود است و در اين شعر به رنگ پرچم روسيه كه سرخ و آبي و سفيد است، اشاره مستقيم شده است.]

هر دفعه مي‌خوره زمين
40، 50 تا ايراني فدا مي‌شن
نمي‌دوني تا كجا مي‌رن

تا سياست‌خارجي بالا مي‌رن
الف- در اينجا شاعر يا همان خواهر رجب، اشاره ظريفي به سقوط هواپيما و عروج ناخواسته ايراني‌ها توسط تلاش شبانه‌روزي برادران دلسوز و زحمتكش روسي مي‌كند. در كل روس‌ها هميشه در فكر رهايي ما از بند ماديات و پيوستن به آرامش ابدي هستند!
ب- شاعر در اين بيت به صورت تخميني به آمار 40، 50 نفره سقوط هواپيما اشاره مي‌كند، كه البته بين دانشمندان و هيات دولت در اين‌باره اختلاف است.
پ- همچنين شاعر اشاره بسيار نازكي كرده است به نزديكي بيش از حد و خارج از عرف روابط ايران و روسيه كه هر دفعه منجر به زمين گرم نشستن ايرانيان و باقي چيزها شده است.
ت- شاعر همچنين اوج موفقيت سياست خارجي مملكت را تا خيلي خيلي بالا در نظر مي‌گيرد. يعني تا جايي كه روح شما، بعد از مرگ، در آنجا به پرواز در مي‌آيد، احتمالا در حريم هوايي روسيه!]

من اين هواپيما رو نداشتم
نفتام رو مفت فروختم
[خواهر رجب، كه 6 سال بيشترش نيست، در اين بيت به صورت رمز و اشاره مي‌گويد: من اين هواپيما رو نداشتم / نفتام رو مفت فروختم! در معناي اين بيت بين شعرشناسان و آقا لاريجاني و آقا ولايتي و آقا متكي و اينا اختلاف شديدي مي‌باشد.]
پوتين بهم عيدي داد
شمارشگر روسي داد

از خزر يه ‌عباسي داد
[الف- شاعر در نهايت نتيجه‌گيري مي‌كند كه ما تحريم هستيم و آمريكا و اتحاديه اروپا بد هستند اما روسيه خيلي هم مهربان است كه به ما تبريك مي‌گويد و به ما دست مي‌دهد. براي همين عمو پوتين و آقا مدودف و اينا در كل خيلي قشنگ مي‌زنند.
ب- خواهر رجب در اين بيت، به مسائل اخير ايران، انتخابات، روسيه و شمارش آرا اشاره كرده است.
پ- خواهر رجب همچنين سهم يك‌عباسي ايران از درياي خزر را همين‌طوري الكي پيش كشيده است، كه اين موضوع به ما وباقي ايراني‌ها مربوط نيست!]
*

اين شعر را خواهر رجب براي ما فرستاده بود. آفرين دخترم. شعر خيلي خوب مي‌گويي اما هنوز به وزن‌هاي هجايي زياد آشنايي نداري. بيشتر شعر بگو و كمتر روزنامه بخوان تا بعدا بتواني سخنگوي دولت شوي. اگر دوست داري شعر زياد بخوان و كتاب كم بخوان تا بعدا بتواني وزير كشوري چيزي شوي. در كل خيلي استعداد داري، باز هم شعر بفرست. آفرين.


روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 4 مرداد 1388 - پوريا عالمي


لينك | نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 12:45 توسط ♥SI-IARK G!RL♥|